تبليغاتX
مطالعات قرآنی - زيبايي‌شناسي در مطالعات قرآن‌پژوهي غربيان

مطالعات قرآنی

معرفی، گزارش و بررسی تحولات مکتوب و شفاهی در حوزه ى قرآن و حدیث در سراسر جهان

 

پيشينه‌ي قرآن‌شناسي و قرآن‌پژوهي غربيان را مي‌توان با اندک تسامحي به نخستين سده‌هاي اسلامي بازگرداند. با تکوين دين جديد و آغاز فتوحات اسلامي در قرن نخست هجري, بسياري از مسيحيان و يهوديان ساکن در کشورهاي همجوار يا فتح‌شده با ديني آشنا شدند که آموزه‌هايي تازه و متفاوت با آنان ارائه مي‌کرد. بيشترين توجه مسيحيان و يهوديان ساکن در کشورهاي اسلامي يا غيراسلامي معطوف به تعاليمي بود که قرآن راجع به گزاره‌هاي اساسي يهوديت و مسيحيت ارائه مي‌کرد. قديم‌ترين نوشته‌هايي که از اين دسته عالمان يهودي و مسيحي به‌جا مانده است, نشان مي‌دهد اينان غالباً درصدد پاسخ‌گويي به انتقادات قرآن از آموزه‌هاي رايج يهودي و مسيحي بوده‌اند. دو نمونه از اين آثار را مي‌توان نوشته‌هاي عبدالمسيح بن اسحاق کندي و يوحناي دمشقي دانست. در اين ميان, مسائلي چون وحدانيت خداوند, اصالت و وثاقت کتب آسماني يهود و نصارا, و حقانيت نبوت حضرت محمد از جمله مهم‌ترين مباحثي است که در آثار قديم اهل کتاب بدان‌ها پرداخته شده است (بوبتسين, مقاله‌ي <قرآن در غرب تا پيش از 1800 ميلادي>, در دائرةالمعارف قرآن, ج 4).

با استقرار اسلام در اندلس و ورود اسلام به منطقه‌ي آسياي صغير و بالکان, غربيان به‌تدريج با وجوه مختلف دين اسلام بيشتر آشنا مي‌شدند, اما تقريباً تمام رسائل و مکتوباتي که در قرون وسطي در غرب فراهم آمده است, فضاي جدلي شديد دارند و غالب آنها به دست مقامات مذهبي کليساي مسيحي فراهم آمده است. معروف‌ترين اين نگاشته‌ها, مجموعه‌ي طليطله است که در قرن دوازدهم ميلادي و به همت پي‌ير ونرابل (پطرس مقدس) در تولدوي اسپانيا تهيه شد و تا قرن شانزدهم ميلادي به صورت مخطوط در ميان مقامات مذهبي کليسا مورد استفاده بود. اين اثر حاوي نخستين ترجمه‌ي قرآن کريم به زبان لاتيني (به قلم روبرت کتوني), سيره‌اي از پيامبر و چند رساله‌ي جدلي عليه اسلام بود که فردي به نام تثودور بيبلياندر (1504ـ1564) آن را در سال 1542 ميلادي به همت و توصيه‌ي مارتين لوتر در شهر بازل (سوييس کنوني) منتشر کرد.[1]

در قرون وسطي انگيزه‌ي اصلي مترجمان قرآن و پژوهشگران در آثار و منابع اسلامي، رديه‌نويسي و جلوگيري از بسط و نفوذ اسلام در اروپاي مسيحي بود. از همين رو مسيحيت و ارباب كليسا بيشتر از  هر كسي خود را داعيه‌دار و متولي اين كار مي‌دانستند. هم از اين رو، در تمامي اين آثار تحريف، بدنمايي چهره‌ي اسلام و ارائه‌ي تصويري ناقص و مغرضانه از متون مقدس اسلامي موج مي‌زند. ويژگي اصلي اين آثار جدلي که همگي صبغه‌ي رديه‌نويسي دارند عمدتاً اثبات برتري مسيحيت بر اسلام و تلاش براي يافتن کاستي‌ها و نقاط ضعف در دين اسلام و به‌ويژه در شخصيت و سيره‌ي پيامبر اکرم است.

هرچند از نخستين سده‌هاي اسلامي، بر اثر فتوحات اسلامي, مغرب زمين اندك اندك با اسلام و باورهاي اسلامي آشنا شد، و نخستين ترجمه‌هاي قرآني به زبان لاتين در قرن دوازدهم تهيه شد، ليكن مطالعات اسلامي امروزين در غرب، به رغم تطور و تنوعش عمدتاً بر پايه‌ي تحقيقات سه قرن اخير در دانشگاه‌ها و مراكز پژوهشي ايشان شكل گرفته است. پس از دوره‌ي رنسانس و با ورود استعمار به کشورهاي اسلامي, اين بار ضرورت آشنايي با فرهنگ, زبان, تاريخ و اديان شرقي براي غربيان بيشتر احساس مي‌شد. اديان بسياري در شرق وجود داشتند, اما توجه غربيان به اسلام صبغه‌اي ديگر داشت. اسلام تنها دين در ميان کشورهاي آسيايي و آفريقايي به‌شمار مي‌آمد که درباره‌ي تاريخ و آموزه‌هاي يهودي و مسيحي داوري کرده بود و از سويي ديگر خود را در ادامه‌ي اديان ابراهيمي (يهوديت و مسيحيت) مي‌دانست. از همين رو, مبلغان مذهبي ساکن در کشورهاي اسلامي و نيز عالمان و محققان غربي در کشورهاي اروپايي اکنون با انگيزه‌ها و شيوه‌هايي متفاوت به شناخت اسلام و قرآن‌پژوهي مي‌پرداختند. بااين همه هنوز بسيار زود و خوش‌بينانه است که تصور کنيم آن همه بدفهمي يا غرض‌ورزي مي‌توانست يکباره فراموش و به کنار گذاشته شود.

 به‌تدريج در قرن نوزدهم، اسلام‌شناسي ــ كه اينك شاخه‌اي از شرق‌شناسي به‌شمار مي‌آمد ــ عمدتاً در پي آن بود كه تحقيقي روشمندانه (آنچنان‌كه ابزار و اطلاعات ايشان اجازه مي‌داد) درباره‌ي اسلام، خاستگاه و متون اصلي آن انجام دهد. در اين دوره گاه حتي برخي از مستشرقان مي‌كوشيدند با تحقيق در مفردات قرآني، پاره‌اي از واژگان با ريشه‌ي مشترك از زبان‌هاي آرامي و عبري در تورات و انجيل را دقيق‌تر بشناسند و در رفع غموض و يا حتي تصحيف آن بكوشند؛ چه مي‌پنداشتند اين دو منبع واحدي داشته‌اند، يا احياناً پيامبر اسلام به متون كهن‌تري از عهدين دسترسي داشته و برخي واژگان و تعابير ديني خود را از آنها وام گرفته است!

اسلام‌شناسي و به‌ويژه قرآن‌پژوهي در نيمه‌ي دوم قرن نوزدهم و نيمه‌ي نخست قرن بيستم بر اين مدار پيش مي‌رفت و از اين رهگذر محصولاتي پديد آمد كه اسلام و قرآن را از چشم و نگاه غربيان باز مي‌نمود. اکنون ديگر بسياري از مهم‌ترين منابع اسلامي (در زمينه‌ي سيره, تاريخ اسلام, طبقات و تراجم, ادبيات عرب, تفسير و حديث) در کتاب‌خانه‌هاي غربيان به‌وفور يافت مي‌شد. بنابراين تعجبي نيست که نخستين متون مهم اسلامي در اين حوزه‌ها را نخستين بار غربيان تصحيح و منتشر کردند.[2] بسياري از دانشگاه‌هاي مهم اروپا از جمله در ايتاليا, آلمان, هلند, انگلستان, فرانسه و اسپانيا با توسعه‌ي رشته‌ي شرق‌شناسي, به بررسي جدي‌تر اسلام و کتاب آسماني آن قرآن پرداختند. از ميان مهم‌ترين آثار اين دوره، دو كتاب تاريخ قرآن،[3] اثر مشترك تئودور نُلدكه و فريدريش شوالي و مطالعات اسلامي،[4] تأليفٍ ايگناز گُلدتسيهر قابل ذكرند، كه بر اينها مي‌توان آثار مستشرقاني چون يوزف هورويتس، آلفونس مينگانا، گوتهلف برگشترسر، آبراهام گايگر، اُتو پرتسل، آنتوان اشپيتالر، ديويد مارگليوث، آرتور جِفري و ريچارد بِل را نيز افزود.

پس از جنگ جهاني دوم و در دهه‌ي پنجاه ميلادي، با انتشار كتاب مباني فقه اسلامي، اثر يوزف شاخت,[5] نوعي رهيافت تجديدنظرطلبانه در پژوهش‌هاي مربوط به قرآن، حديث، سيره، و به‌طور كلي منابع متقدم اسلامي، پديد آمد. وي با تحقيق در منابع حديثي اهل سنت (عمدتاً روايات فقهي)، كوشيد نظريه‌اي جديد درباب تاريخ و نحوه‌ي تدوين سنت ارائه دهد که در آن, اصالت روايات فقهي اهل سنت در صحاح سته مورد ترديد جدي قرار مي‌گرفت. نظريه‌ي وي در ميان مسلمانان و اسلام‌شناسان غربي واكنش‌هاي مثبت و منفي فراواني داشت و همچنان گفتگو و تحليل درباره‌ي روش وي و اخلافش از قبيل جان وَنْزبرو ادامه دارد.

با انتشار کتاب مطالعات قرآني, نوشته‌ي جان وَنزبرو (استاد مطالعات سامي در مدرسه‌ي مطالعات شرقي آفريقايي, دانشگاه لندن) در سال 1977, پژوهش‌هاي قرآني و به‌طور کلي, اسلام‌شناسي در غرب در برابر چالشي جدي قرار گرفت. در اين کتاب, ونزبرو مي‌کوشد نشان دهد تمام تصوري که ما امروزه از تکوين دين اسلام و مهم‌ترين آموزه‌هاي توحيدي آن در اختيار داريم, درواقع محصول نهايي قرن دوم هجري است. بنابراين ما به هيچ روي نمي‌توانيم دريابيم که در صدر اسلام و سال‌هاي نخست تکوين دين اسلام و نزول قرآن چه گذشته است. تنها مي‌دانيم که مسلمانان در پايان قرن دوم هجري چه تصويري از تکوين اسلام, شخصيت پيامبر و کتاب آسماني‌شان داشته‌اند. رويکردهاي پيشيني غربيان در شناخت اسلام سنتي (کلاسيک) بود و در آن تقريباً بر منابع موجود از قرون سوم هجري به اين سو اعتماد کامل مي‌شد. در مقابل, رهيافت ونزبرو را مي‌توان نوعي نگرش تجديدنظرطلبانه دانست که با ترديد در منابع موجود, هيچ متني را گزارشگر امين و صادقي نسبت به تحولات صدر اسلام نمي‌دانست.[6] وي با به‌کارگيري روش‌هاي نقد و تحليل ادبي رايج در مطالعات توراتي و انجيلي, و تطبيق آنها بر قرآن, سعي کرد نشان دهد که تمامي اين متون قديمي صرفاً "تاريخ نجات" (Salvation History) به معناي مسيحي آنند.[7]

در سه دهه‌ي اخير، دو رهيافت سنتي و تجديدنظرطلبانه، هريك با مواد، روش‌ها و نتايج مختلفشان در تحقيقات و مطالعات اسلامي مغرب زمين حضور داشته‌اند، و از رهگذر چالش با يكديگر و نيز چالش محققان اسلامي با ايشان در دانشگاه‌هاي اروپا، كانادا، آمريكا و كشورهاي اسلامي، ادبياتي از گفتگوي علمي به‌ويژه در حوزه‌ي مطالعات قرآني پديد آمده است. در ميان طرفداران رهيافت سنتي مي‌توان به فؤاد سزگين، نَبيه عبّود، رژي بلاشر، ژاك ژوميه، رودي پارِت و منتگمري وات اشاره كرد و از ميان مدعيان تجديدنظرطلبي، بايد از جان وَنْزبرو، پاتريشيا كِرونه، مايكل كوك، نورمن كالدر و اَندرو ريپين نام برد. افرادي با موضعي بينابين همچون يوزف فانْ‌اِسْ، کيس وِرْستيخ، خوتير يُنْبل، هارالد موتْسكي نيز اين ادبيات را غني‌تر ساخته‌اند و شماري از محققان مسلمان چون محمد مصطفي اعظمي، محمد عبدالحليم، عيسي بُلاطه، مستنصر مير، محمود ايوب، يوسف رحمان، نصر ابوزيد و ديگران نيز با نقدهاي خود تنور بحث علمي در اين حوزه را در دهه‌ي اخير گرم‌تر از پيش كرده‌اند. بر اين‌ها بيفزاييم كنفرانس‌هاي متعدد علمي درباب قرآن و اسلام در سه دهه‌ي اخير در غرب كه مسلمانان حضوري بسيار پررنگ‌تر در آن‌ها داشته‌اند و از همين رو، به مسايل و موضوعات قرآن‌پژوهي در زبان‌هاي اروپايي سمت و سوي تازه بخشيده‌اند.

قرآن‌پژوهي در غرب از سه دهه پيش به اين سو, با شوک ناشي از ترديدهاي ونزبرو روبرو بوده است. شايد يأس بسياري از غربيان از حل معضِل ونزبرو (: معضِل منابع) يکي از علل رواج و شکوفايي پژوهش‌هاي ادبي و زيبايي‌شناختي راجع به قرآن در غرب بوده است. بسياري از غربيان به‌جاي پاسخ‌گويي به پرسش‌هاي قديمي درباب منشأ و خاستگاه قرآن, ارتباط قرآن با متون ديني پيش از خود, تقويم و تاريخ‌گذاري آيات و سور قرآن, مسئله‌ي قرائات و تاريخ جمع و تدوين قرآن, اکنون ترجيح مي‌دهند با همين قرآن ــ آن‌گونه که در ذهن و ضمير مسلمانان طي قرون متمادي حضور داشته است ــ سروکار داشته باشند.

علت ديگر توجه به زيبايي‌شناسي قرآن, حضور و تأثير فراوان دانشمندان اسلامي در محافل و مجامع آکادميک غربي است. بسياري از اين محققان عرب‌زبان که درک بسيار اصيل‌تري از عربيّت متن قرآن و احساسات ديني مسلمانان نسبت به کتاب آسماني‌شان دارند, امروزه در دانشگاه‌هاي غربي به تدريس يا تحصيل مشغولند. برخي از آنها سالانه در مهم‌ترين کنفرانس‌هاي مطالعات قرآني در غرب شرکت مي‌کنند و از اين طريق توجه غربيان را به اين‌گونه مباحث بيشتر جلب مي‌کنند. تعداد مقالاتي که از اين دسته عالمان به زبان‌هاي اروپايي درباره‌ي جنبه‌هاي مختلف زباني, ادبي و زيبايي‌شناختي قرآن منتشر مي‌شود, قابل قياس با منشورات پنجاه سال پيش نيست.[8] فهرستي گزيده از برخي کتاب‌ها و مقالات در اين زمينه به قرار زير است:

 

1.      ABDUL-RAOF, Hossein. "Conceptual and textual chaining in Qur’anic discourse", Journal of Qur’anic Studies/ Majallat al-Dirasat al-Qur’aniya (London) 5ii (2003) pp. 72-94.

2.      ABDUL-RAOF, Hossein. "The linguistic architecture of the Qur’an", Journal of Qur’anic Studies/ Majallat al-Dirasat al-Qur’aniya (London) 2ii (2000) pp. 37-51; also in: The Koran: critical concepts in Islamic studies, edited by Colin Turner, London & New York: RoutledgeCurzon, 2004, vol. 3, pp. 344-358.

3.      ABDUL-RAOF, Hossein. Consonance in the Qur’an: a conceptual intertextual and linguistic analysis. Munich: Lincom GmbH, 2005. 243pp.

4.      ABDUL-RAOF, Hossein. Exploring the Qur’an. Dundee (UK): Al-Maktoum Institute Academic Press, 2003. 456pp.

5.      ABDUL-RAOF, Hossein. Qur’an translation: discourse, texture and exegesis. Richmond (Surry): Curzon, 2001. 197pp.

6.      ABDUL-RAOF, Hossein. Qur’anic stylistics: a linguistic analysis. Munich: Lincom GmbH, 2003. 250pp.

7.      ABDUL-RAOF, Hossein. The Qur’an Outlined: Outline, Theme and Text. London: Ta-Ha Publishers, 2001. xv+158pp.

8.      ANSARI, Habeeb ul Haque. "A question of aesthetics: the Quran as an icon?" New Quest 100 (1993) pp. 229-231. Reverence of Indian Mulims for Qur’an & of Indian Hindus for idols.]

9.      BARBÓS, L. & CANTINEAU, J. "La récitation coranique Damas et Alger", Annales de l’Institut des études orientales 6 (1942-47) pp. 66-107.

10.  BOUBAKEUR, Si Hamza. "The art of reading and reciting the Koran", Ark: a Study of the Koran introductory no. (1985) pp. 23-29.

11.  BOULLATA, Issa J. "Sayyid Qutb’s literary appreciation of the Qur’an", Literary structures of religious meaning in the Qur’an, ed. by Issa J. Boullata, Richmond (Surrey): Curzon, 2000, pp. 354-371.

12.  BOULLATA, Issa J. "The rhetorical interpretation of the Qur’an: i`jaz and related topics", Approaches to the history of the interpretation of the Qur’an, ed. by Andrew Rippin, Oxford: Clarendon Press, 1988, pp. 139-157.

13.  BOULLATA, Issa J. (ed.) Literary structures of religious meaning in the Qur’an. Richmond (Surrey): Curzon, 2000. 393pp.

14.  BUSTANI, Mahmud al-. "Structure et esthétique de la sourate coranique: Sourate al-Ahzab", Aux Sources de la Sagesse 3 / 10 (1996) pp. 43-52.

15.  CASSELS, David A. "Near-rhyme and its occurrence in the Qur’an", Journal of Semitic Studies 28i (1983) pp. 303-310; also in: The Koran: critical concepts in Islamic studies, edited by Colin Turner, London & New York: RoutledgeCurzon, 2004, vol. 3, pp. 1-7.

16.  CETIN, Abdurrahman. "The place of music in Qur’anic recitation", The American Journal of Islamic Social Sciences (Washington, DC) 16i (1999) pp. 111-122.

17.  CUYPERS, Michel. "L’analyse rhétorique: une nouvelle méthode d’interprétation du Coran", Mélanges de Science Religieuse (Université catholique de Lille) 59 (2002), pp. 31-57.

18.  CUYPERS, Michel. "La sourate 55 (al-Rahman) et le Psautier", Luqman (Tehran) 19i/37 (2002-2003) pp. 71-106.

19.  CUYPERS, Michel. "Structures rhétoriques dans le Coran: une analyse structurelle de la sourate "Joseph" et de quelques sourates brves", Mélanges de l’institut dominicain d’études orientales du Caire 22 (1995) pp. 107-195.

20.  CUYPERS, Michel. "Structures rhétoriques de la sourate 74 (al-Muddathther)", Luqman (Tehran) 13ii (1997) pp. 37-74.

21.  CUYPERS, Michel. "Structures rhétoriques des sourates 105-114", Mélanges de l’institut dominicain d’études orientales du Caire 23 (1997) pp. 157-196.

22.  CUYPERS, Michel. "Structures rhétoriques des sourates 81-84", Annales Islamologiques / Hawliyat Islamiya 37 (2003) pp. 91-136.

23.  CUYPERS, Michel. "Structures rhétoriques des sourates 85-90", Annales Islamologiques / Hawliyat Islamiya 35 (2001) pp. 27-99.

24.  CUYPERS, Michel. "Structures rhétoriques des sourates 92-98", Annales Islamologiques / Hawliyat Islamiya 34i (2000) pp. 95-138.

25.  CUYPERS, Michel. "Structures rhétoriques des sourates 99-104", Annales Islamologiques / Hawliyat Islamiya 33 (1999) pp. 31-62.

26.  CUYPERS, Michel. "Une analyse rhétorique du début et de la fin du Coran", Actes du Symposium International Al-Kitab, 29mai - 1er juin 2002, Acta Orientalia Belgica (Louvain-la-Neuve, Leuven), 2004, pp. 233-272.

27.  CUYPERS, Michel. "Une lecture rhétorique et intertextuelle de la sourate al-Ikhlas", Mélanges de l’institut dominicain d’études orientales du Caire 25-25 (2004) pp. 141-175.

28.  DENNY, Frederick Mathewson. "Qur’an recitation training in Indonesia: a survey of contexts and handbooks", Approaches to the history of the interpretation of the Qur’an, ed. Andrew Rippin, Oxford: Clarendon Press, 1988, pp. 288-306.

29.  DENNY, Frederick Mathewson. "Qur’an recitation: a tradition of oral performance and transmistion", Oral Tradition 4 (1989) pp. 5-26.

30.  DENNY, Frederick Mathewson. "The adab of Qur’an recitation: text and context", International congress for the study of the Qur’an, Australian National University, Canberra, 8-13 May 1980, ed. A. H. Johns & Syed Husain M. Jafri, Canberra: The University, 1980, pp. 143-160.

31.  GADE, Anna M. "Recitations of the Qur’an", Encyclopaedia of the Qur’an, ed. by Jane Dammen McAuliffe, Leiden: Brill, 2004, vol. 4, pp. 367-385.

32.  GEYER, Rudolf Eugen. "The strophic structure of the Koran", Translated from German into English by G.H. Wells, What the Koran really says: language, text and commentary, edited & translated by Ibn Warraq, New York: Prometheus Books, 2002, pp. 625-646. [English translation of "Zur Strophik des Qur’ans", Wiener Zeitschrift für die Kunde des Morgenlandes 22 (1908) pp. 265-286.]

33.  GEYER, Rudolf Eugen. "Zur Strophik des Qurans", Wiener Zeitschrift für die Kunde des Morgenlandes 22 (1908) pp. 265-286.

34.  GILLIOT, Claude, LARCHER, Pierre. "Language and style of the Qur’an", Encyclopaedia of the Qur’an, ed. by Jane Dammen McAuliffe, Leiden: Brill, 2003, vol. 3, pp. 109-135.

35.  GWYNNE, Rosalind Ward. "Beauty", Encyclopaedia of the Qur’an, ed. by Jane Dammen McAuliffe, Leiden: Brill, 2001, vol. 1, pp. 212-214.

36.  HAHAM, N. "Drei Suren: auf ihre strophische Gliederung untersucht", Wiener Zeitschrift für die Kunde des Morgenlandes 28 (1914) pp. 370-375.

37.  HAJJAJI-JARRAH, Soraya Mahdi. "The enchantment of Reading: Sound, meaning, and expression in surat al-’Adiyat", Literary structures of religious meaning in the Qur’an, ed. by Issa J. Boullata, Richmond (Surrey): Curzon, 2000, pp. 228-251; also in: The Koran: critical concepts in Islamic studies, edited by Colin Turner, London & New York: RoutledgeCurzon, 2004, vol. 3, pp. 359-380.

38.  JUYNBOLL, Guatier H.A. "The position of Qur’an recitation in early Islam", Journal of Semitic Studies 19 (1974) pp. 240-251.

39.  KERMANI, Navid. "Revelation in its aesthetic dimension: some notes about apostles and artists in Islamic and Christian culture", The Qur’an as text, ed. S. Wild Leiden: Brill, 1996 (Islamic Philosophy, Theology and Sciences: Texts and Studies, XXVII) pp. 213-224.

40.  KERMANI, Navid. "The aesthetic reception of the Qur’an as reflected in early Muslim history", Literary structures of religious meaning in the Qur’an, ed. by Issa J. Boullata, Richmond (Surrey): Curzon, 2000, pp. 255-276.

41.  KERMANI, Navid. Gott ist schön: das ästhetische Erleben des Koran. Munich: C.H. Beck, 1999, 2001. 546pp.

42.  LARIA, M. "Tradizione e attualit nella recitazione del Corano", (Sommaire: tradition et actualité dans la récitation du Coran; Summar[y]: Tradition and present practice in reciting the Koran) Islam: Storia e Civilta 35 / 10ii (1991) pp. 73-79; 135; 137.

43.  MÛLLER, Friedrun R. Untersuchungen zur Reimprosa im Koran. Bonn: Selbstverlag des Orientalischen Seminars der Universitt, 1969. xi+153pp. (Bonner Orientalistischen Studien N.S. 20.)

44.  NELSON, Kristina. "Reciter and listener: some factors shaping the mujawwad style of Qur’anic recitation." Ethnomusicology 26 (1982) pp. 41-47.

45.  NELSON, Kristina. "The sound of the divine in daily life", Everyday life in the Muslim Middle East, ed. D. Lee Bowen & E.A. Early, Bloomington: Indiana University Press, 1993, pp. 213-217 (About Quranic recitation).

46.  NELSON, Kristina. The art of reciting the Qur’an. Austin (TX, USA): University of Texas Press, 1985 (Modern Middle East Series, 11). xxviii+241pp. New ed., Cairo: American University in Cairo Press, 2001. 246pp.

47.  NEUWIRTH, Angelika. "Einige Bemerkungen zum besonderen sprachlichen und literarischen Charakter des Koran", Deutscher Orientalistentag, 1975, (Zeitschrift der Deutschen Morgenlndischen Gesellschaft Suppl. 3, i, 1977) pp. 736-739.

48.  NEUWIRTH, Angelika. "Exhortations", Encyclopaedia of the Qur’an, ed. by Jane Dammen McAuliffe, Leiden: Brill, 2002, vol. 2, pp. 142-143.

49.  NEUWIRTH, Angelika. "Form and structures of the Qur’an", Encyclopaedia of the Qur’an, ed. by Jane Dammen McAuliffe, Leiden: Brill, 2002, vol. 2, pp. 245-266.

50.  NEUWIRTH, Angelika. "Images and metaphors in the introductory sections of the Makkan suras", Approaches to the Qur’an, ed. G. R. Hawting & Abdul-Kader A.Shareef. London: Routledge, 1993, pp. 3-36; also in: The Koran: critical concepts in Islamic studies, edited by Colin Turner, London & New York: RoutledgeCurzon, 2004, vol. 3, pp. 244-273.

51.  NEUWIRTH, Angelika. "Koranlesung zwischen islamischem Ost und West", Islamo e Arabismo na penunsula ibérica: Actas do XI Congresso da Uniaeo europeia de arabistas e Islamologos (Üvora-Faro-Silves, 29. Set. -6. Out. 1982), ed. by Adel Sidarus, Üvora (Portugal): Universidade de Üvora, 1986, pp. 305-316.

52.  NEUWIRTH, Angelika. "Qur’anic literary structure revisited: Surat al-RaÎman between mythic account and decodation of myth", Story-telling in the framework of non-fictional Arabic lierature, ed. S. Leder. Wiesbaden: Harrassowitz, 1998, pp. 388-420.

53.  NEUWIRTH, Angelika. "Rhetoric and the Qur’an", Encyclopaedia of the Qur’an, ed. by Jane Dammen McAuliffe, Leiden: Brill, 2004, vol. 4, pp. 461-476.

54.  NEUWIRTH, Angelika. "Some notes on the distinctive linguistic and literary character of the Qur’an", Translated from German by Gwendolin Goldbloom, The Qur’an: style and contents, ed. by Andrew Rippin, Aldershot: Ashgate, Variorum, 2001, pp. 253-257.

55.  NEUWIRTH, Angelika. Studien zur Komposition der mekkanischen Suren. Berlin: De Gruyter, 1981 (Studien zur Sprache, Geschichte und Kultur des Islamischen Orients. N.F.10) ix+433pp.

56.  QUTB, John. "Qur’anic aesthetics in the thought of Sayyid Qutb", Religious Studies and Theology 15ii-iii (1996) pp. 61-76.

57.  SELLS, Michael Anthony. "A literary approaches to the hymnic suras of the Qur’an: spirit, gender, and aural intertextuality", Literary structures of religious meaning in the Qur’an, ed. by Issa J. Boullata, Richmond (Surrey): Curzon, 2000, pp. 3-25; also in: The Koran: critical concepts in Islamic studies, edited by Colin Turner, London & New York: RoutledgeCurzon, 2004, vol. 3, pp. 395-416.

58.  SELLS, Michael Anthony. "Sound and meaning in surat al-Qari`a", Arabica 40iii (1993) pp. 403-430.

59.  SELLS, Michael Anthony. "Sound, spirit, and gender in surat al-Qadr", Journal of the American Oriental Society (Ann Arbor, MI, USA) 111 (1991) pp. 239-259; also in The Qur’an: style and contents, ed. by Andrew Rippin, Aldershot: Ashgate, Variorum, 2001, pp. 333-353; also in: The Koran: critical concepts in Islamic studies, edited by Colin Turner, London & New York: RoutledgeCurzon, 2004, vol. 3, pp. 127-158.

60.  STEWART, Devin J. "Rhymed prose", Encyclopaedia of the Qur’an, ed. by Jane Dammen McAuliffe, Leiden: Brill, 2004, vol. 4, pp. 476-484.

61.  STEWART, Devin J. "Saj` in the Qur’an: prosody and structure", Journal of Arabic Literature 21 (1990) pp. 102-139; also in The Qur’an: style and contents, ed. by Andrew Rippin, Aldershot: Ashgate, Variorum, 2001, pp. 213-251; also in: The Koran: critical concepts in Islamic studies, edited by Colin Turner, London & New York: RoutledgeCurzon, 2004, vol. 3, pp. 74-111.

62.  VASALOU, Sophia. "The miraculous eloquence of the Qur’an: general trajectories and individual approaches", Journal of Qur’anic Studies/ Majallat al-Dirasat al-Qur’aniya (London) 4ii (2002) pp. 23-53; also in: The Koran: critical concepts in Islamic studies, edited by Colin Turner, London & New York: RoutledgeCurzon, 2004, vol. 3, pp. 442-470.

63.  WANSBROUGH, John Edward. "Arabic rhetoric and Qur’anic exegesis", Bulletin of the School of Oriental and African Studies 31iii (1968) pp. 469-485.

64.  WANSBROUGH, John Edward. "Majaz al-Qur’an: periphrastic exegesis", Bulletin of the School of Oriental and African Studies 33ii (1970) pp. 247-266; also in The Qur’an: formative interpretation, ed. by Andrew Rippin, Aldershot (UK): Ashgate, 1999, pp. 243-262.

65.  WEISWEILER, Max. "`Abdalqahir al-Curcani’s Werk über die Unnachahmlichkeit des Korans und seine syntaktisch-stilistischen Lehren", Oriens 11 (1958) pp. 77-121.

66.  WIESMÛLER, Beate. "Die vom Koran getöteten: At-Ta`labis Beitrag zur Ästhetik des Korans", Acten des 27. deutschen Orientalistentages (Bonn, 28. September bis 2. Oktober 1998) Norm und Abweichung, ed. by Stefan Wild & Hartmut Schild, Würzburg: Ergon Verlag, 2001, pp. 291-300.

67.  WIESMÛLER, Beate. Die vom Koran getöteten: At-Ta`labis Qatla l-Qur’an nach der Istanbuler und den Leidener Handschriften, Edition und Kommentar. Würzburg: Ergon Verlag, 2002 (Arbeitsmateriallien zum Orient, 12). 188pp.

68.  ZEBIRI, Kate. "Towards a rhetorical criticism of the Qur’an", Journal of Qur’anic Studies/ Majallat al-Dirasat al-Qur’aniya (London) 5ii (2003) pp. 95-120.

 

 

بيش از 90 درصد آثار مرتبط با موضوع بحث در فهرست بالا, طي 30 سال اخير منتشر شده‌اند و در ميان آن‌ها, کتاب‌ها و مقالاتي از مؤلفان مسلمان چون محمد عبدالحليم, حسين عبدالرؤوف, نويد کرماني, ثريا حجّاجي جرّاح, محمود ايوب, عيسي بلاطة, سلوي محمد العواء در کنار اسامي غربياني چون آنگليکا نويورت, ميشل کويي‌پرس, فردريک دِني, کريستينا نِلسون و مايکل سِلز به‌چشم مي‌خورد. اکنون در بخش دوم مقاله به معرفي تفصيلي يکي از آثار جديد اروپايي درباب زيبايي‌شناسي قرآن مي‌پردازم:

 

 

***

 

نويد كرماني، خداوند زيباست: تجربه‌ي زيبايي‏شناختي قرآن كريم، مونيخ: انتشارات بِك، 1999, 546ص. شابك: 3ـ406ـ44945ـ9.

اين اثر حجيم و پُرمطلب، محصول رساله‏ي دكتري مؤلف آن است كه با راهنمايي آقاي اشتفان ويلد (Stefan Wild)، رييس سابق دپارتمان شرق‏شناسي دانشگاه بُن در آلمان دفاع شده، و در سال 1999 در مونيخ آلمان به چاپ رسيده است. به رغم آنكه ظاهر نام كتاب، آدمي را به ياد حديث مشهور <إِنَّ اللّهَ جَمِيلٌ وَ يُحِبُّ الجَمَالَ> (مسلم بن الحجاج, ج 1, ص 65؛ کليني, ج 6, ص 438) مي‏اندازد، اما اين كتاب بيش از آنكه مربوط به زيبايي خداوند باشد، وجوه مختلف متني، آوايي و شنيداري كلام خداوند را از منظري زيبايي‏شناختي بررسي مي‏كند. ناگفته نگذاريم كه مؤلف، البته نام كتاب خويش را از همان حديث متداول و مشهور برگرفته است.

نويد كرماني، متولد 1967 ميلادي /1346 شمسي، استاد ايراني الاصل مطالعات اسلامي در دانشگاه بُن است. وي در مدت تحصيل خود در آلمان تئاتر، فلسفه (اسلامي و غربي) و مطالعات اسلامي آموخته؛ مدتي نيز در دانشگاه قاهره تحصيلات خود را در زمينه‏ي ادبيات و مطالعات اسلامي ادامه داده؛ فوق‏ليسانس و دكتري خود را در رشته‏ي اسلام‏شناسي از دانشگاه بُن دريافت كرده و در همان دانشگاه به تدريس و تحقيق مشغول شده است. از كرماني تاكنون كتاب‏ها و مقالات متعددي، عمدتاً به زبان آلماني و گاه به انگليسي، منتشر شده كه بيشتر آن‏ها درباره‏ي مطالعات اسلامي و قرآني است.

دو نکته مدعاي اصليِ كتابِ خداوند زيباست را تشکيل مي‌دهند: نخست آنكه ادراك و احساسات ديني و زيبايي‏شناختي در جامعه‏ي اسلامي غالباً بيش از حدّ جُدا و متفاوت از يكديگر تلقي مي‏شوند، حال آنكه پيوند اين دو درواقع بسيار بيش از تصوّر رايج است. دوم اينكه عكس‏العمل ديني‌ـ‌زيبايي‏شناختي مسلمانان در مواجهه با قرآن كريم (در گذشته و آينده) شايسته‏ي توجه بسيار است و اين امر در سنّت اسلامي و براي فرد فرد مسلمانان و جوامع ايشان در چهارده قرن گذشته اهميت فراواني داشته است. مؤلف در جاي جاي كتاب خويش همواره اين دو نكته را يادآوري مي‏كند و با اشتياق و تبحّر فراوان و بدون هر گونه ابهام و اغلاق ــ حتي وقتي به بررسي عبارات ترجمه‏ناپذير عربي مي‏پردازد ــ ادلّه‏ي خويش را پِي مي‏گيرد. وي از همان ابتداي كتاب تصريح مي‏كند كه به هيچ وجه درصددِ ابطال يا مخالفت با روش‏هاي مختلف تحقيقات مستشرقان جديد، و يا در پِي اثبات زيبايي متني‌ـ‌ادبي قرآن كريم نيست، بلكه مي‏خواهد ارتباط مسلمانان با قرآن و اهميت عنصر زيبايي‌شناختي[9] اين ارتباط را تشريح و توصيف كند (ص 10).

هريك از شش فصل اصلي كتاب به يكي از جنبه‏هاي مختلف مواجهه‏ي اسلامي با قرآن اختصاص دارد. متن اصلي كتاب 425 صفحه است كه پس از آن، 120 صفحه حاوي پي‏نوشت‏ها، كتاب‏شناسي منابع و نمايه‏هاي مختلف آمده است. كثرت و تنوع منابع مورد استفاده‏ي مؤلف نيز (كه فهرست آن‏ها بالغ بر 50 صفحه شده است) بسيار چشمگير است. فهرست منابع نشان مي‏دهد كه مؤلف از مجموعه‏ي متنوع دانش‏هاي زير بهره برده است: هرمنوتيك غربي از شلايرماخر[10] تا امروز، نقد تاريخي و ادبي، فلسفه‏ي زيبايي‏شناسي و زبان‏شناسي (از يوهان هامان[11] تا تئودور آدُرنو[12]، كارل بُهلِر[13]، يان موكاروفسكي[14]، رومَن ياكوبسن[15]، و ديگران)؛ مطالعات اسلامي جديد و قديم در زبان‏هاي اروپايي؛ و از همه مهم‏تر، در جاي جاي كتاب به منابع اسلامي (عربي، فارسي و ديگر زبان‏هاي اسلامي) استناد مي‏شود. در اين ميان، بايد به خاطر داشت كه ارجاعات مؤلف به فيلسوفان غربي، مكاتب ادبي، و شرق‏شناسان اروپايي همگي فرعي و در حاشيه است. منبع اصلي و تكيه‏ي اساسي مؤلف، مصادر قديم در ميراث اسلامي و نيز پاره‏اي از مكتوبات جديدِ جهان عرب است؛ از اين رو شايد بتوان گفت وي بيشتر دريافت و فهم زيبايي‏شناختي قرآن كريم در جهان عرب را به خواننده القا مي‏كند.

در اينجا نگاهي گذرا به فصول شش‏گانه‏ي كتاب مي‏اندازيم كه هريك به جنبه‏اي خاص از قدرت و تأثير زيبايي‏شناختي قرآن مربوط‌اند.

 عنوان فصل نخست (ص15ـ93) <نخستين مستمعان>[16] است. در اينجا مؤلف به ماجراي برخورد اولين شنوندگان كلام الهي مي‏پردازد و پيشينه‏ي فرهنگ شفاهي عرب و احساسات شاعرانه‏ي ايشان، مواجهه‏ي آنان با قرآن به عنوان امري جديد و استثنايي (هم از نظر وحياني بودنش و هم به دليل شاهكار ادبي بودنِ آن)، تجربه‏ي ايمان و گرويدن ايشان به اسلام (كه در موارد بسياري به دليل تأثّر از مضامين قرآني و آهنگ زيباي آن بود)، و نقل‏هاي مختلف داير بر تأثيرات زيرورو كننده‏ي قرائت شفاهي قرآن در جامعه‏ي جديد مسلمانان را بررسي مي‏كند. مؤلف درباب موضوعاتي چون زبان و شعر در جامعه‏ي اعراب جاهلي، قدرت كلام[17]، ضعف و درماندگي مخالفان و رقباي اين وحي جديد، و سحرِ زبان[18]، منقولات تاريخي فراواني با نظم و تنسيقي دقيق مي‏آورد تا اهميت و جايگاه شنيداري اين متن جديد وحياني را در جامعه‏ي صدر اسلام نشان دهد.

 عنوان فصل دوم (ص 94ـ170) <متن>[19] است و هم از اين رو، مؤلف در اين فصل به خود متن قرآن مي‏پردازد. مسأله‏ي اصلي در اين فصل، جنبه‏ي شعري قرآن است كه در آن ويژگي‏هاي خاصّ زباني اين كتاب و بُعد زيبايي‏شناختي آن بررسي مي‏شود. نويد كرماني در اين فصل به بحث درباره‏ي تأثير پرهيمنه و كاريزماتيك قرآن كريم مي‏پردازد. به اعتقاد وي از آنجا كه قرآن متني خلّاق و مُبدِع بوده است، "افق زباني"[20] خاصي را با ساختار ويژه و استثنائات منحصر به فرد خويش ايجاد كرده و از اين رهگذر، افق متداول را با قدرت و زيبايي خويش تغيير و تحول بخشيده است كه همين امر نقطه‏ي عطفي در زبان پديد آورده است. در اين فصل همچنين بحث مفصل و بسيار جالبي درباره‏ي "وجوه متعدد معنايي" قرآن آمده است؛ اين بخش از فصل دوم كه <گشودگي قرآن>[21] نام دارد به موضوعاتي چون تابِ تفاسير متعدد داشتنِ قرآن، ابهام يا تشابه آيات آن، و غناي آن در بيان بيشترين معاني ممكن مي‏پردازد و در اين راه بيشترين نقل قول را از آراي اديبان و مفسران مسلماني چون عبدالقاهر جُرجاني، زمخشري، ابن‏عربي، طبري و نصر حامد ابوزيد مي‏آورد. مؤلف در اينجا همچنين به اقوال نشانه‏شناسان جديد چون رولان بارت[22] و اُمبرتو اِكو[23] و شماري از مستشرقان غربي اشاره مي‏كند. در پايان كرماني با برداشتي اصولي نسبت به ارتباط زبان عربي و نصّ قرآني، به گونه‏اي بليغ و روشن دليل مي‏آورد كه اگر تأثير قرآن بر زبان و فرهنگ عربي را به طور دقيق و شايسته درك كنيم، اين اعتقاد اسلامي كه متن مقدس قرآن ترجمه‏ناپذير است، ديگر ادعايي جزم‏انديشانه و دلبخواهي جلوه نخواهد كرد؛ بلكه اين اعتقاد بيانگر يك "تجربه‏ي پذيرش"[24] است؛ امري كه مبناي مواجهه با متن قرآن را مي‏سازد (ص 156ـ157).

محور بحث در فصل سوم (ص171ـ232) كه <نغمه>[25] نام دارد، قرائت قرآن است. مؤلف در اين فصل خواننده را در دامنه و تاريخ قرائت قرآن، به عنوان شاخه‏اي از علم، ايمان و عمل در ميان مسلمانان سير مي‏دهد. اين فصل را مي‏توان محوري‏ترين و مهم‏ترين پاره‏ي كتاب دانست، چراكه مؤلف در آن با تلاشي وسيع و همه‏جانبه نشان مي‏دهد كه تغنّي به قرآن چگونه است؟، تا چه اندازه قرآن حالت استثنايي شعر و موسيقي به خود گرفته است؟، و با وجود اين، چگونه در ارزيابي تأثير و قدرت اين كتاب آسماني و حضور شفاهي‏اش در زندگي و اعتقادات مسلمانان، اين دو مقوله‏ي شعر و موسيقي را به طور سنّتي ناديده انگاشته‏اند؟ جان كلام مؤلف اين است كه هرچند نمي‏توان قرآن را به معناي مصطلح و سنّتي عرب، شعر دانست، اما روشن است اين متن مقدس، "شعر" به عميق‏ترين معناي كلمه است. بنابراين، از آنجا كه كرماني شعر را "گذار از زبان به موسيقي"[26] مي‏داند (ص 183)، معتقد است كه نصّ قرآني با توان شعري خود، قرائتي كاملاً شفاهي و آهنگين را مي‏طلبد. قرآن متني است كه بايد قرائت شود و مؤلف كتاب در اينجا براي تأييد اين ديدگاه خود مباحثي را پيش مي‏كشد كه جاي جاي آن به نمونه‏هايي از سوَر مكّي قرآن، نظريه‏ي قرائت و فنّ تجويد، نظريات مفسران درباره‏ي غموض و وضوح متن قرآن، تزلزل و ناهماهنگي در انكار جنبه‏ي شعري قرآن، پيوند ميان شناخت ديني و ادراك زيبايي‏شناختي اين متن، ويژگي‏هاي سياقي متن مقدس، و مسائل مربوط به تثبيت مصحف رسمي قرآن با نام "مصحف عثماني" مي‏پردازد. بخش پاياني اين فصل به بررسي عميقي درباب قرآن كريم به عنوان "كلام الله"[27] و نيز حضور عيني خداوند در جهان اختصاص دارد كه مؤلف در آن، اموري چون صلاة، ذكر، دعا و غيره را "زيبايي" وصف‏ناشدني قرائت قرآن مي‏شمارد.

فصل چهارم (ص 233ـ314) به وجه <معجزه>[28] آساي قرآن و به‏طور خاص، مفهوم اعجاز و تقليدناپذيري آن مي‏پردازد. كرماني نخست تاريخ پيدايش و تحوّلِ مفهوم يا نظريه‏ي اعجاز را مرور مي‏كند و به كاوش در اين مسأله مي‏پردازد كه تجربه و مواجهه با يك متن به عنوان حدوث يكباره، معجزه‏آسا و بي‏نظير كلام زنده‏ي الهي به چه معناست؟ وي با بهره‏گيري از سخنان ابوبكر باقلاني، عبدالقاهر جُرجاني، جلال‏الدين سيوطي و ديگران تصويري منسجم و معقول از علت اهمّيّت يافتنِ مفهوم اعجاز به‏دست مي‏دهد و روشن مي‏كند كه چگونه اين مفهوم قرن‏ها در تفكر اسلامي همچنان پابرجا مانده است. دراين راه، وي همچنين جايگاه متن و زبان قرآن را در تحول و تكامل دانش‏هاي زباني و بلاغي دانشمندان اسلامي خاطرنشان مي‏كند. مؤلف در ادامه، بيشترين صفحات اين فصل را به بيان نظريه‏ي عبدالقاهر جُرجاني درباب اعجاز قرآن و "نظريه‏ي نظم" وي در كتاب دلائل الاعجاز اختصاص مي‏دهد و به‏تفصيل آن را با نظريه‏ي ابوبكر باقلاني در كتاب اعجاز القرآن مقايسه مي‏كند. وي با ورود به بحث‏هاي اختلافي درباب مؤلّفه‏هاي اساسي آموزه‏ي اعجاز و ارتباط آن‏ها با نحوه‏ي دريافت وحي قرآني، به‏ويژه اين مسأله‏ي پيچيده را پيش مي‏كشد كه تأثير برجامانده‏ي قرآن كريم بر ذهن و ضمير نخستين مسلمانان چگونه بوده است. نتيجه و لُبّ فصل چهارم ايضاحِ اين مطلب است كه هرچند مفهوم اعجاز را نخستين بار متكلمان مطرح ساختند، اما اين امر از آغاز نزول وحي، جزو لاينفكّ قرائت قرآن و تأثير زيبايي‏شناختي آن بوده است.

فصل پنجم (ص 315ـ364) خواننده را با <پيامبر در ميان شاعران>[29] آشنا مي‏كند. موضوع اين فصل رابطه و نسبت ميان وحي قرآني با هنر شاعري اعراب جاهلي و ارتباط جنِّ حاملِ الهامات با خداوندان شعر عرب در باديه است. در اينجا كرماني نظريه‏هاي مسلمانان درباب نبوت (: پيشگويي) و الهام را همراه با ديدگاه‏هاي يونانيان قديم و فلاسفه‏ي غربي متأخر بررسي مي‏كند؛ سپس ويژگي‏هاي پيامبر اكرم (ص) را با اوصافي كه غالباً در نظريه‏هاي زيبايي‏شناختي نوين اروپايي به نوابغ هنري نسبت مي‏دهند، مقايسه مي‏كند و تا حدّي به بررسي رابطه‏ي نزديك ميان وحي و شاعري در اسلام (و ديگر اديان) مي‏پردازد. مؤلف به رواياتي مربوط به دوران جاهليت و صدر اسلام درباب نوعي "جنون مقدس" يا از خود بي‌خودشدگي زايا و خلاّق اشاره مي‏كند كه محصولش وحي يا شعر است و سپس در چنين بستر و زمينه‏اي، رابطه‏ي نزديك ميان الهام شاعرانه و وحي ديني را بررسي مي‏كند. وي در اينجا به مسأله‏ي جنجالي ارتباط ميان جنّ و صرع، و نيز رابطه‏ي جنّ با افسردگي، رنج و عذاب وارد مي‏شود؛ سپس اين بحث را مطرح مي‏كند كه پيامبران، و هنرمندان نيز، به سوي اثر خلاقه‏شان هدايت مي‏شوند و اين دو گروه مي‏بايد با عُزلت و تنهايي خُو كنند. كرماني در ادامه‏ي اين فصل به بررسي انديشه‏ي افلاطون درباب الهام و رابطه‏ي نزديك ميان هنرمند، پيشگو و نبي مي‏پردازد و تأثير اين انديشه را بر فيلسوفان اسلامي چون ابن‏سينا و فارابي و متفكران غربي چون توماس آكوئيني[30] و مهم‏تر از همه، زيبايي‏شناسي نبوغ[31] در اروپاي جديد (و كساني چون شلينگ[32]، نواليس[33] و ديگران) بررسي مي‏كند. توضيحات مؤلف درباب خويشاوندي و شباهت ميان خلاّقيت شاعرانه و متون نبوي (يعني قرآن) بسيار غني و پُرمعناست. وي بر اين امر استدلال مي‏آورد كه اين هر دو، بخشي از يك دوام و ثبات بزرگ‏تر در تاريخ اديان هستند. پس از اين، روابط خاص ــ غالباً پيچيده و مبهم و گاه متعارض ــ ميان خلاقيت شاعرانه و تديّن يا احساس مذهبي در اسلام را مطرح مي‏كند. در پايان، كرماني به اين نكته مي‏پردازد كه در فرهنگ اسلامي، ارتباط ميان هنر و دين بسيار كمتر از فرهنگ غربي تجزيه و تحليل شده است؛ وي حتي بر اين امر دليل مي‏آورد كه اسلام را همان قدر مي‏توان دينِ هنر[34] دانست كه دينِ احكام و قوانين[35] (ص 363).

 فصل آخر و ششم (ص 365ـ425) كه <سماع عارفان>[36] نام دارد، تأثير خاص و عظيم قرآن بر متصوفّه و مواجهه‏ي شگرف ايشان با قرآن را بررسي مي‏كند. مؤلف در اين فصل به طرح مسائلي چون اشتياق صوفيان به حلقه‏ي سماع و قرائت قرآن، تجربه‏ي شهودي و غالباً هول‏انگيز ايشان از حضور خداوند[37]، شوق ايشان به شنيدن[38] و نهايتاً پديده‏اي منحصر به فرد از منقولات صوفيانه درباره‏ي "قتلي القرآن"، يعني كساني كه از شنيدن زيبايي صوت قرآن كشته شده‏اند، مي‏پردازد. اين موضوع آخر، حاوي مطالب قابل توجهي از منقولات پراكنده‏ي صوفيان در منابع كهن راجع به كُشتگان صوت قرآن است كه مجموعه‏ي آن‏ها را مفسر معروف، ابواسحاق احمد بن محمد ثعلبي (متوفاي 427 ق) در كتابي با عنوانِ كتاب مبارك يُذكَر فيه قتلي القرآن العظيم الذين سمعوا القرآن و ماتوا بسماعه رحمة اللّه عليهم و علي جميع المسلمين گردآورده است. اين كتاب را يكي از دانشجويان فوق ليسانس دانشگاه بُن به نام بئاته ويزمولر[39] تصحيح و به آلماني ترجمه كرده[40]، و نويد كرماني در اين فصل از كتاب خويش از آن بهره‏ي وافري مي‏برد تا تأثير عظيم و خُردكننده‏ي قرائت كلام خداوند را بر طبع ظريف و بااحساس بسياري از عارفان نشان دهد. كرماني در بررسي اين منقولات و ديگر مطالب موجود در فصل آخر كتابش، بيش از هر چيز مي‏كوشد تا نشان دهد منقولات اسلامي درباب دينداري صوفيانه و معنويت عميق ايشان تا چه اندازه بيانگر نيروي استثنايي، تأثيرگذار، و حتي كُشنده‏ي قرائت كلام الهي است. اين‏گونه از تجربه‏ي صوفيانه نسبت به كلام الهي در اين سخن ثابت البُناني (متوفاي حدود 135 ق)، از نخستين عارفان خلاصه شده است كه مي‏گويد: <بيست سال درد قرآن را تحمل كردم و بيست سال عشق من قرآن بود> (ص 396). كرماني در نتيجه‏گيري نهايي اين فصل كه به جنبه‏ي پرشور و حرارت تجربه‏ي كلام‏الله مربوط مي‏شود، بار ديگر بر مضمون اساسي كتاب خويش تأكيد و جنبه‏ي زيبايي‏شناختي تأثير قرآن بر دل‏هاي مؤمنان را يادآوري مي‏كند.

كتاب خداوند زيباست را روي‏هم‏رفته بايد بررسي جامع، گسترده و جذابي درباب پيوند و رابطه‏ي تجربه‏ي ديني و زيبايي‏شناختي دانست كه بيش از هر چيز مجموعه‏اي غني از نمونه‏هاي اسلامي در مواجهه با قرآن را ارائه مي‏دهد. به اعتقاد دكتر ويليام گراهام (William Graham)، استاد مطالعات ديني در دانشگاه هاروارد، كتابِ نويد كرماني تنها يك جنبه از تجربه‏ي زيبايي‏شناختي قرآن را فروگذاشته، و آن به‏كارگيري واژگان، عبارات و اقتباس‏هايي از قرآن كريم در خلق انواع آثار هنري خوشنويسي، تصويرگري و بناهاي بادبود در سراسر جهان اسلام است. هرچند وي چنين كار گسترده و عظيمي را از مؤلف كتاب انتظار ندارد، اما بايد به‏خاطر داشت كه خطاطي و تصويرگري آيات قرآن در فرهنگ اسلامي، هنري است كه با جنبه‏ي موسيقايي، شفاهي و شنيداري كلام وحي ارتباطي ندارد. هم از اين روست كه نويد كرماني از ميان تمام اسماي حُسناي الهي، "السميع" را برگزيده و جلد كتاب خويش را با تصويري از آن به خط نستعليق آذين داده است.

 كتاب نويد كرماني در موضوع خود بدون سابقه است. درباب زيبايي‏شناسي قرآن و تأثير شفاهي و شنيداري آن بر وجوه مختلف فرهنگ و دين مسلمانان جهان، كتابي با جامعيت اين اثر در ادبيات اروپايي تاليف نشده است. آشنايي مؤلف با علوم مختلف اسلامي چون ادبيات عرب، كلام، تفسير، فلسفه و عرفان اسلامي از يك سو، و تبحّر او در دانش‏هاي جديد و قديم غربي چون زبان‏شناسي، معناشناسي، زيبايي‏شناسي، هرمنوتيك، تاريخ اديان و فلسفه‏ي غربي كتاب را چنان پُرمايه و سرشار از اطلاعات كرده است كه علاقه‏مندان هريك از حوزه‏هاي فوق را به خود جذب مي‏كند. كتاب زباني گويا و نثري شيوا دارد و به عكس اغلب آثار آلماني ــ كه آكنده از علم و فضل متراكم‏اند ــ از اغلاق و پيچيدگي برخوردار نيست. حروف‏چيني دقيق و بسيار كم‏غلط، آوانگاري و ضبط صحيح انبوهي از واژگان عربي و فارسي، و نيز فهرست‏هاي راهنما و مفصل انتهاي كتاب برقدر و اهميت آن افزوده است.

اين كتاب در مدت كمتر از دو سال انتشار، توجه جمعي از منتقدان و دين‌پژوهان جهان را به خود جلب كرده و مطبوعات و راديوهاي آلمان، به‏ويژه، از آن استقبال فراواني كرده‏اند. نكته‏ي قابل توجه در ميان تمام واكنش‏هاي خوانندگان و منتقدان آن است كه ايشان متّفقاً كتاب را در مسيري جدا از سبك و روش‏هاي غالب مستشرقان در تشويه و بدنام كردن اسلام دانسته‏اند؛ گواينكه مؤلّف تحصيلات دانشگاهي خود را در همان سنّت علمي و آكادميك انجام داده است. در اين مدت همچنين، كتاب خداوند زيباست جايزه‏ي علمي ارنست بلوخ[41] ــ فيلسوف فقيد آلماني ــ را به خود اختصاص داده و چاپ دوم آن با جلد شميز منتشر شده است كه اين امر در ميان كتاب‏هايي با اين سبك و موضوع كم‏نظير است. در حال حاضر كتاب خداوند زيباست از سوي ناشري در بيروت در حال ترجمه و انتشار به زبان عربي است. اميد است كه روزي ترجمه‏اي فارسي از اين كتاب در اختيار قرآن پژوهان و علاقمندان فارسي زبان قرار گيرد.

 

منابع

 

ابوزيد, نصر حامد؛ معناي متن: پژوهشي در علوم قرآن, ترجمه‌ي مرتضي کريمي‌نيا, تهران: انتشارات طرح نو, 1380.

گالووي، آلن؛ پانن برگ: الهيات تاريخي, ترجمه‏ي مراد فرهادپور، تهران: انتشارات صراط، بي‏تا.

گراهام، ويليام؛ <ملاحظاتي بر كتاب مطالعات قرآني>، ترجمه‏ي مرتضي كريمي‏نيا، آينه پژوهش، سال يازدهم، ش 5، شماره‏ي پياپي 65، آذرـ‌دي 1379، ص 46ـ53.

ريپين، اَندرو؛ <تحليل ادبي قرآن، تفسير و سيره: نگاهي به روش‏شناسي جان وَنْزْبرو>، ترجمه‏ي مرتضي كريمي‏نيا، پژوهشهاي قرآني، سال ششم، شماره‏ي پياپي 24-23، پاييز و زمستان 1379، ص 190ـ217.

کريمي‌نيا, مرتضي؛ <قرآن در عصر اصلاحات و نوانديشي>, ترجمان وحي, سال؟؟, ش ؟؟, شماره‌ي پياپي ؟؟, 1381, ص ؟؟

بوبتسين, هارتموت؛ <قرآن در غرب تا پيش از 1800 ميلادي>, در مک‌اوليف, دائرة المعارف قرآن,

کليني, ابوجعفر محمد بن يعقوب بن اسحاق؛ الکافي, تصحيح علي اکبر غفاري, تهران, دارالکتب الاسلامية, 1367 ش.

مسلم بن الحجاج النيسابوري؛ صحيح مسلم, بيروت, دارالفکر, بي‌تا.

 

 

 

Hartmut Bobzin, Der Koran im Zeitalter Revolution: Bairuth and Stuttgart: >?? 1996.??

Hartmut Bobzin, in Encyclopaedia of the Qur’an, ed. Jane D. McAullife, Leiden: E.J. Brill, vol. 4, 2004, pp, ???

Navid Kermani, Gott ist schön: Das ästhetische Erleben des Koran", München: Buck, 1999, 2000.

William A. Graham, "Review of Navid Kermani, Gott ist schön: Das ästhetische Erleben des Koran", in Jerusalem Studies in Arabic and Islam 24 (2000) pp. 529-534.

Claude Gilliot, "Review of Kermani (Navid), Gott ist schön: Das ästhetische Erleben des Koran", in Arabica 47iii-iv (2000) pp. 571-574.

Rainer Brunner, "Review of NAVID KERMANI, Gott ist schön: Das ästhetische Erleben des Koran, 2ed edition, 2000", Bulletin of School of Oriental and African Studies, ??? (2001) pp. 155-158.



[1]ـ اين كتاب كه از اين پس "قرآن بيبلياندر" ناميده مي‏شود، در محافل مسيحي و كتابخانه‏هاي اروپا رواج فراواني يافت و چاپ دوم آن با تيراژي وسيع‏تر در 1550 ميلادي منتشر شد. "قرآن بيبلياندر" كه همان ترجمه لاتيني روبرت كتوني از قرآن كريم بود، مبناي انتشار بسياري از ترجمه‏هاي قرآن به ديگر زبان‏هاي اروپايي شد. در 1547، اين نسخه توسط آندره اريوابنه در شهر ونيز به زبان ايتاليايي بازگردانده شده, اما مترجم آن وانمود مي‏كند كه آن را مستقيما از زبان عربي ترجمه كرده است. همين ترجمه ايتاليايي قرآن را سالمون شوايگر در سال 1616 (چاپ دوم: 1623) در نورنبرگ به آلماني ترجمه و منتشر كرد. اين نخستين ترجمه آلماني قرآن بود كه بعدها با تيراژي بسيار وسيع‏تر در سال‏هاي 1659 و 1664، بدون ذكر نام شوايگر در نورنبرگ (آلمان) به چاپ رسيد. همچنين نخستين ترجمه هلندي قرآن در سال 1641 بر مبناي همين ترجمه‌ي ايتاليايي صورت گرفت. بنابراين مي‏توان حدس زد كه ترجمه لاتيني روبرت كتوني كه در فضاي قرون وسطا شكل گرفته، و به‏دست‏ بيبلياندر در آغاز عصر اصلاحات اروپا منتشر شده بود، نزديك به 500 سال فهم اروپاييان از قرآن كريم را شكل داده است. براي تفصيل نگاه کنيد به مرتضي کريمي نيا, <قرآن در عصر اصلاحات و نوانديشي>, ترجمان وحي, سال؟؟, ش ؟؟, شماره‌ي پياپي ؟؟, 1381, ص ؟؟

[2]ـ از آن ميان مي‌توان به سيره‌ي ابن‌هشام, طبقات ابن‌سعد, تاريخ طبري و... اشاره کرد.

[3] Theodor Noldeke & Fridrisch Schwally, Geschichte des Qorans, Göttingen, 1860; Leipzig, 1909-1938.

 

[4] Ignaz Goldziher, Muhammedanische Studien, 2vols, Halle, 1888-1890.

   

[5] Joseph Schacht, The Origins of Muhammadan Jurisprudence, Oxford, 1950. (Reprint, 1964).

 

[6]ـ درباره‌ي رهيافت ونزبرو و نقدهايي بر اين روش در زبان فارسي نگاه کنيد به: الف‌ـ ويليام گراهام، <ملاحظاتي بر كتاب مطالعات قرآني>، ترجمه‏ي مرتضي كريمي‏نيا، آينه پژوهش، سال يازدهم، ش 5، شماره‏ي پياپي 65، آذرـ‌دي 1379، ص 46ـ53؛ ب‌ـ اَندرو ريپين، <تحليل ادبي قرآن، تفسير و سيره: نگاهي به روش‏شناسي جان وَنْزْبرو>، ترجمه‏ي مرتضي كريمي‏نيا، پژوهشهاي قرآني، سال ششم، شماره‏ي پياپي 24-23، پاييز و زمستان 1379، ص 190ـ217. اين دو مقاله در بولتن مرجع (6): مطالعات قرآني در غرب, ويراسته‌ي مرتضي کريمي‌نيا, تهران, انتشارات بين‌المللي الهدي, 1380 نيز منتشر شده‌اند.

[7]ـ "تاريخ نجات" اصطلاحي متداول در پژوهش‏هاي مربوط به تورات و انجيل است. امروزه از نظر محققان يهوديت و مسيحيت، تاريخ اين اديان و به‏ويژه كتاب آسماني آن‏ها، بيان‏كننده‏ي حوادث تاريخي صرف ــ آن‌گونه كه مورخان سكولار درصدد ثبتش هستند ــ نيست، بلكه اين متون بيشتر درصدد بيان نقش نجات‏بخش خداوند در حوادث تاريخ است. در تاريخ يهود، سرگذشت بني‏اسرائيل در تمام مراحل آن، عرصه‏ي حضور خداوند در تاريخ و نجاتِ اين قوم در سخت‏ترين شرايط است. از نظر مسيحيان، تاريخ نجات با تجسّد خداوند در عيسي مسيح و حوادث مربوط به آن روي داده است. در اين هر دو مورد، باور به صدق تاريخي حوادث تاريخي، متضمن يا مستلزم نوعي ايمان به صدق گزاره‏هاي ديني آن اديان است. براي نوشته‏اي فارسي در اين‏باره نگاه كنيد به آلن گالووي، پانن برگ: الهيات تاريخي, ترجمه‏ي مراد فرهادپور، تهران: صراط، بي‏تا, به‏ويژه فصل دوم با عنوان <وحي به مثابه‌ي تاريخ>.

[8]ـ شش سال پيش, وقتي در در مصاحبه با نصر حامد ابوزيد, از او راجع به مهم‌ترين تفاوت قرآن‌پژوهي جديد در غرب با سنت گذشته‌ي قرآن پژوهي سؤال کردم, او دقيقاً به همين موضوع اشاره کرد: <... به وضوح مي‌توان ديد که آن پرسش قديمي مستشرقان قرن نوزدهمي جاي خود را به مسائلي جديد و متفاوت داده است؛ مسائلي چون وجوه ادبي قرآن و زيبايي‌شناسي اسلوبي و بلاغي قرآن. اين سخن بدان معنا نيست که غربي‌ها ديگر به هيچ‌وجه به پرسش‌هاي سنتي خود درباره‌ي تاريخ, تدوين و خاستگاه‌هاي قرآن نمي‌پردازند. هنوز هم برخي همين مسائل را بررسي مي‌کنند, اما بايد گفت که اين گرايش غالب و حاکم نيست.> (نک. مصاحبه با نصر حامد ابوزيد در معناي متن: پژوهشي در علوم قرآن, تهران: انتشارات طرح نو, 1380)

[9]- die Bedeutung des Ästhetischen.

[10]- Friedrich Daniel Ernest Schleiermacher (1768-1834).

[11]- Johan Georg Hamman (1768-1834???).

[12]- Theodor Wiesengrund Adorno (1903-1969).

[13]- Karl Bühler (1879-1963).

[14]- Jan Mukarovsky (1891-1975).

[15]- Roman Jakobson (1896-1982).

[16]- Die ersten Hörer.

[17]- Die Macht des Wortes.

[18]- Sprachmagie.

[19]- Der Text.

[20]- Sprachhorizont.

[21]- Die Offenheit des Koran.

[22]- Roland Barthes (1915-1980).

[23]- Umberto Eco (1932-     ).

[24]- Rezeptionserfahrung.

[25]- Der Klang.

[26]- Der Übergang von Sprach zu Musik.

[27]- Gott spricht.

[28]- Das Wunder.

[29]- Der Prophet unter den Dichtern.

[30]- Tomas Aquinas (1225-1274).

[31]- Geniesthetik.

[32]- Friedrich Wilhelm Joseph von Schelling (1775-1854).

[33]- Novalis (Friedrich Leopold Freiherr Baron von Hardenberg) (1772-1801).

[34]- Kunstreligion.

[35]- Gesetzersreligion.

[36]- Das Hören der Sufis.

[37]- Der Schrecken Gottes.

[38]- Die Lust des Hörens.

[39]- Beate Wiesmüller.

[40]ـ اين رساله اکنون همراه با شرح و تفسير ويزمولر از سوي انتشارات اِرگُن در ورتسبورگ به انتشار رسيده است. ويزمولر متن کتاب قتلي القرآن را بر اساس دو نسخه از لايدن و استانبول تصحيح کرده است. مشخصات کتاب‌شناختي اثر چنين است:

Beate Wiesmüller, Die vom Koran getöteten: A×-ÕaÝlabÐs QatlÁ l-QurÞÁn nach der Istanbuler und den Leidener Handschriften, Edition und Kommentar. Würzburg: Ergon Verlag, 2002. 188pp.

[41]- Ernest Bloch (1885-1977).

+ نوشته شده در  جمعه 11 خرداد1386ساعت 22:26  توسط مرتضی کریمی نیا  |