دستان ابولهب و غزال كعبه: نگاهى به تفسير سوره مسد

نوشته: اُرى رُبين / ترجمه: مرتضى كريمى‏نيا

انتشار یافته در  ترجمان وحي، ش 2، شماره‌ي پياپي 25، پاييز و زمستان 1388.

آيه نخست سوره مسد درباره ابولهب عموى پيامبر و يكى از چهره‏هاى بانفوذ بنى‏هاشم
از قبيله قريش است. اين آيه نفرينى متوجه دستان ابولهب مى‏كند: تَبَّتْ يَدا أبِى‏لَهَبٍ «نابود باد
دو دست ابولهب» (تَبَّتْ را معمولاً به معناى نفرين مى‏دانند). در بيان علت چنين حمله
سنگينى عليه عموى پيامبر، تفاسير متعددى ابراز كرده‏اند. معروف‏ترين روايت
اسباب‏النزول چنين مى‏گويد كه وقتى ابولهب نخستين دعوت علنى پيامبر را شنيد، به وى
گفت: تَبّاً لَك، (لعنت برتو) و سوره مسد ناظر به همين ماجرا نازل شده است. اما از اين داستانِ
روشن هم باز به‏خوبى برنمى‏آيد كه چرا قرآن كريم به‏جاى اشاره به خود ابولهب و گفتنِ تَبّاً
لأبى‏لَهَبٍ، دستان او را لعنت مى‏كند. ديگر تفاسير چنين پاسخ مى‏دهند كه «دست‏ها» كاربردى
ادبى دارند و هم از اين رو، به توصيف اعمال فيزيكى متعدد ابولهب عليه پيامبر و اصحاب
وى مى‏پردازند.

در اين ميان، روايتى خاص و استثنايى داريم كه بيش از آنكه اين سوره را با دشمنى
ابولهب عليه پيامبر پيوند زند، موضوع را به توجه وى در عبادت بت «العزّى» مرتبط مى‏داند
كه معبدش خارج از مكه، در نخله واقع بود. روايت يادشده تعبير «دو دست» را نماد يا
استعاره‏اى از «نعمت» مى‏شمارد. نقل است كه ابولهب هم از بتِ «العزّى» و هم از پيامبر
جانبدارى مى‏كرد و اميد بسته بود تا دست‏كم، يكى از اين دو جانب، او را به برخوردارى
برسانند. بنابه اين روايت، سوره مسد در مقام بيان تباهى اميدهاى ابولهب نازل شده است.

من در مقاله‏اى كه سالها پيش منتشر كردم، ضمن مرور و بررسى كامل تمام اين تفاسير،
اعتقاد جازم يافته بودم كه همين روايت اخير ــ كه به حمايت ابولهب از «العزّى» اشاره دارد ــ
معناى «واقعى» آيه نخست را مى‏نمايد.
[1] اما اكنون اين روايت هم از نظر من چيزى جز
پردازشى تفسيرى درباب متن قرآنى و تبيينى از علت نامگذارى ابولهب به عبدالعزّى نيست.