المصابيح في تفسير القرآن: گنجي کهن در تاريخ تفسير شيعه (قسمت اول)

 

المصابيح في تفسير القرآن: گنجي کهن در تاريخ تفسير شيعه

(قسمت اول)

مرتضي کريمي‌نيا

این مقاله در جشن نامه ی استاد محمد علی مهدوی راد، زیر نظر آقای رسول جعفریان انتشار یافته است

تا پايان قرن چهارم هجري، تفسير شيعه دو مرحله‌ي مهم را پشت سر نهاده است. نخست دوران حضور امامان شيعه (عليهم السلام) و شکل‌گيري بدنه‌ي روايات شفاهي همراه با ثبت پراکنده‌ي اين روايات تفسيري در کتب روايي و دوديگر دوران تدوين آثار تفسيري مأثور در قرون سوم و چهارم هجري. تقريباً تمامي آثار تفسيري که تا اين زمان تدوين يافته‌اند از سبکي واحد با اين ويژگي‌ها برخوردارند: گزينشي‌اند، يعني تنها به تفسير برخي آيات و عبارات توجه مي‌کنند. تنها به نقل روايات، آن هم روايات شيعي مي‌پردازند. همانند متون روايي کهن اهل سنت، گاه به نقل برخي روايات دال بر تحريف قرآن مي‌پردازند. به برخي ابزارها يا روش‌هاي تفسيري رايج در ميان تفاسير اهل‌سنت اصلاً توجه ندارند: از جمله نقل اختلاف قرائات مشهور، استشهاد به شعر جاهلي، دقائق نحوي و بلاغي و گرامري، ريشه‌يابي اتيمولوژيک و مانند آن.

 

ادامه نوشته

اختلاف قرائت يا تحريف قرآن: نگاهي به نقل روايات شيعه در تفسير التبيان

 

 

اختلاف قرائت يا تحريف قرآن:

نگاهي به نقل روايات شيعه در تفسير التبيان

مرتضي کريمي نيا

انتشار يافته در مجله‌ علوم حديث، سال يازدهم، شماره‌ دوم، شماره‌ پياپي 40، تابستان 1385


چکيده: مقاله‌ حاضر به بررسي برخي روايات دال بر تحريف قرآن مي‌پردازد که متون حديثي و تفسيري کهن شيعه آنها را به ائمه عليهم السلام نسبت داده‌اند، اما شيخ طوسي نخستين بار در تفسير التبيان خود در عين رد صريح انديشه‌ي تحريف قرآن، برخي از اين روايات را به عنوان توضيحي تفسيري در فهم آيات قرآن به‌کار گرفته است. نحوه‌ي استفاده‌ي شيخ طوسي از اين روايات در تفسير التبيان سبب شده است که مفسران شيعه‌ي دنباله روي وي مانند طبرسي، بعدها اغلب اين اخبار را در شمار روايات <اختلاف قرائت>منسوب به ائمه و در کنار ساير قرائات مشهور يا شاذ ذکر کنند.

 

ادامه نوشته

جشن نامه استاد محمدعلي مهدوي راد

<جشن نامه استاد محمدعلي مهدوي راد>

بزودي جشن نامه استاد محمدعلي مهدوي راد با 25 مقاله پژوهشي منتشر مي‌شود. اين کتاب به کوشش رسول جعفريان تهيه و تدوين شده و نشر مورخ با همکاري کتابخانه تخصصي تاريخ اسلام و ايران آن را منتشر کرده است.

جشن نامه اي به به پاسداشت مقام علمي و تکاپوي دانشي استاد «محمدعلي مهدوي راد» که يکي از اعضاي هيئت امناي کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شوراي اسلامي هستند، منتشر خواهد شد.

استاد حجت الاسلام و المسلمين محمدعلي مهدوي راد در سال 1334 در روستاي ينگجه در سر ولايت نيشابور به دنيا آمد. در چهارده سالگي به مشهد عزيمت کرد و به تحصيل علوم ديني و ادبي مشغول شد. در سال 1354 براي ادامه تحصيل به قم آمد و دروس سطح و خارج فقه و اصول را نزد استادان بنام اين حوزه سپري کرد. از سال 1358 ضمن ادامه تحصيل و اشتغال به کارهاي تبليغي، پژوهش در حوزه علوم قرآني را آغاز کرد. ايشان از نخستين همراهان مجله «حوزه» بود و سالها مديريت آن را برعهده داشت و ده‌ها مقاله در آن نوشت. استاد مهدوي از پايه گذاران مجله «بينات» بود و در سال 1369 مجله «آينه پژوهش» را بنياد نهاد که تاکنون سردبيري آن را عهده دار است.

وي سال‌ها در دانشگاه تربيت مدرس و دانشکده الهيات دانشگاه تهران به تدريس علوم قرآني پرداخت و پايان نامه‌هاي فراواني را هدايت کرد و اکنون به عنوان دانشيار در دانشگاه تهران (پرديس قم) مشغول تدريس است. استاد مهدوي علاوه بر ده‌ها مقاله و صدها يادداشت، چندين اثر تأليفي دارد که از آن جمله آفاق تفسير، سير نگارش‌هاي علوم قرآني و تدوين الحديث عند الشيعه الاماميه و ... است.

در کتاب حاضر ايشان به طور مستوفا درباره فعاليتهاي تحصيلي، پژوهشي، دانشگاهي و مجله نگاري خود سخن گفته است. تأسيس کتابخانه تفسير و علوم قرآني در قم در سال 1376 از ديگر فعاليت‌هاي وي به شمار مي‌آيد.

«جشن نامه استاد محمدعلي مهدوي راد» به پاسداشت مقام علمي و تکاپوي دانشي وي طي بيش از سه دهه فراهم آمده است که شامل 25 مقاله به شرح زير است:

1.      مقدمه

2.      نقد محتوايي احاديث در حديث‌پژوهي اهل‌سنت/ سيدعلي آقايي

3.      مکاتباتي از خوزستان در پايان عهد صفوي/ عليرضا اباذري

4.      حرفه نقادي/ دکتر سيد حسن اسلامي

5.      مفهوم خطبه در فرهنگ اسلامي/ پرويز سپيتمان (اذکائي)

6.      عدد آي القرآن/ محمد برکت

7.      ابوسعد خرگوشي و کتاب اللوامعِ او، دستنامه‌اي صوفيانه براي وعظ از نيشاپورِ سده چهارم/ ترجمه: جواد بشري     

8.      يکصد و پنجاه و شش کلمه در الفاظ کفر/ نوشته علماي بلخ / رسول جعفريان

9.      الإمام السجّاد ـ عليه السلام‏ ـ رائد الفقه الإسلامي‏ علي‏ مذهب أهل البيت ـ عليهم السلام‏ ـ/ بقلم : السيد محمّد رضا الحسيني الجلالي        

10. ريشهجوئي و پيشينه کاوي حکايتي از بوستانِ سعدي/ جويا جهانبخش

11. سير روحي پيغمبران در قرآن/ عليرضا ذکاوتي

12. نگاهي به يکي از اسناد به جا مانده از فتح مکه توسط وهابيان/ محمدحسين رفيعي  

13. عالمان امامي و ميراث واقفه/ محمد کاظم رحمتي

14. پيشگويي‌هاي عهديني نبوت پيامبر در ميان زيديان ايران/ ترجمه: محمد کاظم رحمتي

15. حکومات امير المؤمنين امام علي (ع)/ مرضيه راغبيان

16. مؤلف تفسير منسوب به علي بن ابراهيم قمي/ مژگان سرشار

17. صدرالاسلام محمد امين خويي و پژوهشهاي قرآني/ علي صدرايي خويي

18. درنگي در نسبت سيادت ميرزا محمّد اخباري‏/ علي فاضلي

19. نامه‌هاي خرم‌آباد گزيدة مکاتبه‌هاي مراجع و ديگران با آيت‌الله کمالوند/ سيدفريد قاسمي

20. چهار پارادايم تفسيري شيعه: مقدمه‌اي در تاريخ تفسير شيعي بر قرآن کريم/ مرتضي کريمي‌نيا

21. المصابيح في تفسير القرآن: گنجي کهن در تاريخ تفسير شيعه/ مرتضي کريمي‌نيا

22. چند يادداشت‌ پراکنده پشت نسخه‌اي/ حسين متّـقي

23. پاسداشت حرمتِ انسان در عرفان با نگاهي به برخي تفاسير عرفاني/ دکتر محمد رضا موحّدي  

24. معنا شناسي «ربّ» در نظام تعاليم وحي/ فتح‌الله نجارزادگان

25. حبيب‍ة الأحباب في الضروري من الآداب از: مهذب‌الدين بصري (ق 11 هـ)/ محمود نظري

26. نقدي بر انتساب تصوف به فيض کاشاني/ دکتر سيد ابوالقاسم نقيبي، سعيد طاوسي مسرور

27. گفتگو با استاد محمدعلي مهدوي‌راد

کتاب «جشن نامه استاد محمدعلي مهدوي راد» به زودي در بيش از 670 صفحه منتشر شده و در اختيار علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.


نخستين پژوهش‌ها درباب وزير مغربي (370ـ418) و المصابيح في تفسير القرآن

نخستين پژوهش‌ها درباب وزير مغربي(370ـ418) والمصابيح في تفسير القرآن

سالها بود که من با علاقه بسيار تفسير التبيان را مي‌کاويدم و بر مؤلفش درود مي‌فرستادم. شيخ طوسي (385ـ460) را به حق بايد نخستين مفسّر شيعه دانست که تفسيري کامل بر سراسر قرآن و با رويکردي تازه نگاشت و تاريخ تفسير شيعه را از نقطه‌اي عطفي بسيار مهم گذر داد. پيشتر در مقالات متعدد نشان داده بودم که اهميت کار شيخ طوسي در تاريخ تفسير شيعه اماميه تا چه اندازه است و او کدام عناصر و روش‌هاي تفسيري را به تفسيرنگاري شيعه افزوده است (مثلا نک. <شيخ طوسي و منابع تفسيري وي در التبيان>، در مطالعات اسلامي (دانشكده‏‌ي الهيات دانشگاه فردوسي مشهد)، شماره‏ي 74، زمستان 1385؛ <اختلاف قرائت يا تحريف قرآن: نگاهي به نقل روايات شيعه در تفسير التبيان>، در علوم حديث، سال يازدهم، ش 2، شمارهي پياپي 40، تابستان 1385).

از حدود 2 سال پيش بر اثر اتفاقي ميمون دريافتم اديبي دانشمند و مفسري گرانمايه که قريب نيم قرن پيش از شيخ طوسي مي‌زيسته و در امور سياسي و ديواني دستي داشته، در اين امر فضل تقدم بر شيخ طوسي دارد. ابوالقاسم حسين بن علي مغربي معروف به "وزير مغربي" و "ابن‌الوزير" متوفاي 418 قمري دانشمندي است که از نظر من تاريخ تفسير شيعه در صورت کنوني‌اش بسيار مديون اوست. او و پدرش که در دربار عباسيان و آل‌بويه در بغداد، فاطميان مصر و حمدانيان در حَلَب سمت‌هاي وزارتي و ديواني داشته‌اند، در فقه، تفسير، حديث و از همه بالاتر، در ادب و لغت عربي دستي داشته‌اند. المصابيح في تفسير القرآن يکي از مهم‌ترين نگاشته‌هاي ابوالقاسم حسين بن علي المعروف بالوزير المغربي است که تنها شيخ طوسي در کتاب خود از آن بهره برده و از آن نقل‌هايي کرده است؛ گواينکه استفاده‌ي شيخ طوسي از تفسير وزير مغربي بسيار بيشتر از آن مقداري است که وي در تفسير التبيان بدان اعتراف مي‌کند.

به‌جز شيخ طوسي، به ندرت کسي را مي‌شناسيم که از تفسير وزير مغربي يعني المصابيح في تفسير القرآن استفاده‌ي مستقيم کرده باشد. افرادي چون زرکشي، ابوحيان غرناطي، ابوالحسن نيشابوري اندک اشاره‌هاي مستقيم بدين تفسير داشته‌اند. همين امر افزون بر دلايلي که بايد به تفصيل در جاي خود مطرح کنم، سبب شده است که در طول تاريخ، نسخ‌هاي تفسير المصابيح بسيار اندک و تقريباً مفقود باشند. خوشبختانه اکنون مي‌دانيم از اين تفسير و ساير آثار وزير مغربي نسخه‌هايي معدود در کتابخانه‌هاي ايران و جهان باقي مانده است.

از شبي که اهميت و جايگاه تفسير مغربي را شناختم، کار بر روي تفسير التبيان را تقريباً يکسره کنار نهادم و در طلب نسخه‌هاي المصابيح اثر وزير مغربي چهارگوشه‌ي عالم را کاويدم و اکنون پس از قريب 2 سال، با تهيه‌ي برخي از اين نسخ، کار تصحيح متن آن را آغاز کردم و اميد مي‌برم با افزودن حواشي و استخراج منابعِ وزير مغربي، به‌زودي موفق به انتشار نسخه‌اي محقَّق از اين تفسير مبتکرانه و بي‌بديل شوم. به جز تصحيح متن تفسير، نکات فراواني در کار وزير مغربي يافته‌ام که تقريباً همگي از جمله اختصاصات و منفردات وزير مغربي در تفسير شيعه و گاه در سراسر تاريخ تفسير شيعه و سني به‌شمار مي‌آيد. از اين ميان، يکي دو مقاله را انتشار داده‌ام (مثلاً <مأکله‌ي سالانه‌ي يهود: بررسي روايتي تفسيري در منابع کهن شيعه و سنّي>، در پژوهش‌هاي قرآن و حديث (مقالات و بررسيها)، سال 44، ش 2، پاييز و زمستان 1390) و چندين نوشته‌ي ديگر را در نوبت انتشار دارم (از جمله: مسأله‌ي سيره‌ي نبوي در تفسير المصابيح؛ نقل قول از عهدين در تفسير مغربي؛ پيوند وزير مغربي با مفسران معتزلي؛ روايت در تفسير وزير مغربي؛ جوانب ادبي تفسير المصابيح). همچنين درآمدي کلي بر معرفي اين تفسير ارزشمند همراه با نمونه‌اي از متن تصحيح شده را در جشن‌نامه‌ي استاد محمدعلی مهدوي‌راد که بزودي انتشار خواهد يافت، آورده‌ام. عنوان مقاله‌ی مذکور چنين است: <المصابيح في تفسير القرآن: گنجي کهن در تاريخ تفسير شيعه>.

ناگفته نگذارم که پيشتر در سال 2000 ميلادي بخشي از متن تفسير وزير مغربي را دانشجويي به نام عبدالکريم بن صالح بن عبدالله الزهراني در دانشگاه ام‌القري همراه با مقدمه‌اي بسيار ضعيف و آکنده از اشتباهات علمي تصحيح کرده که نسخه‌ي آن بر روي اينترنت هم موجود است. علاوه بر انبوهي اشتباهات در پانويس‌هاي توضيحي ذيل تفسير آيات، اين دانشجو در مقدمه‌ي خود کوشيده است تا با استناد به دلايلي مضحک، وزير مغربي را دانشمندي غيرشيعه معرفي کند.

در اين باره باز هم خواهم نوشت ان شاء الله.

مقاله‌ي مهم بهنام صادقي و محسن گودرزي درباب نسخه‌ي کهن قرآني در صنعاء

 

 

 

 

مقاله‌ي مهم بهنام صادقي و محسن گودرزي درباب نسخه‌ي کهن قرآني در صنعاء

Behnam SADEGHI, & Mohsen GOUDARZI. “Ṣanʿāʾ 1 and the origins of the Qurʾān,” Der Islam: Zeitschrift für Geschichte und Kultur des islamischen Orients 87i-ii (2012) pp. 1-129.

 

اشاره: در آخرين ماه‌هاي سال ميلادي 2011 مجله‌ي اسلام (Der Islam) در آلمان سرانجام مقاله‌اي مهم با عنوان <مجموعه‌ي مصاحف صنعاء 1 و خاستگاه‌هاي قرآن> از دوست دانشمند و متواضع، آقاي بهنام صادقي استاد دانشگاه استنفورد، و همکار گرامي‌اش محسن گودرزي، دانشجوي دکتري در دانشگاه هاروارد منتشر ساخت که از نظر من نقطه‌ي عطفي در مطالعات قرآني معاصر به ويژه در پژوهش‌هاي مرتبط با تاريخ قرآن به شمار مي‌آيد. يکي از وجوه مهم اين امر آن بود که با وجود گذشت قريب 40 سال از کشف اين نسخه، غربيان و از جمله آقاي گرد پويين ــ ضمن در انحصار درآوردن تصاوير اين نسخه‌ي ارزشمند ــ چيزي جز اطلاعات خام و گاه ژورناليستي درباب مصحف صنعاء منتشر نکرده بودند. صادقي پس از انتشار مقاله از من خواست ترجمه‌اي فارسي از مقاله فراهم آورم که مشتاقانه پذيرفتم و البته پيشنهاد دادم نسخه‌ي فارسي بازنگاري همراه با اضافات براي خواننده‌ي ايراني از جانب من باشد. اينکه نسخه‌ي نهايي چه سرنوشتي خواهد يافت، امري موکول به آينده است. در اينجا براي نمونه، درآمد يا چکيده‌ي آغاز مقاله را مي‌آورم و اميد دارم در ميان اين همه شلوغي کاری، بتوانم هرچه زودتر متني مفيد همراه با اطلاعات تازه و صدالبته تصاوير روشني از متن زيرين و متن رويي اين مصحف ارزشمند در صنعاء انتشار دهم.

چکيده: متن زيرين نسخه‌ي صنعاء در حال حاضر مهم‌ترين سند موجود در تاريخ قرآن است. اين متن که تنها نسخه‌ي شناخته شده‌ي از سنت متني [و مکتوب] قرآن در کنار نسخه‌ي رسمي عثماني است، در قياس با تمام مخطوطات شناخته شده‌ از قرآن، بيشترين توان و امکان را داراست تا بر تاريخ تکوين متن قرآني در دوران نخست پرتويي افکند. مقايسه‌ي اين متن با ساير سنت‌هاي متني موازي، دريچه‌اي يگانه بر نخستين مراحل متن قرآني و پيدايش سنت‌هاي مختلف را بر ما مي‌گشايد. اين مقايسه به بحثي درازدامن درباب تاريخ گردآوري آيات و فقرات قرآن و شکل‌گيري سوره‌ها مي‌انجامد. پاره‌اي روايات کهن و برخي محققان جديد اين امر را به عهد خلافت خليفه‌ي سوم منسوب کرده و تدوين سور را با ماجراي توحيد مصاحف (تثبيت متن قرآني) در سال 650 ميلادي مربوط مي‌دانند. با اين همه اما تحليل [ما] نشان مي‌دهد که سوره‌هاي قرآن پيشتر از اين شکل گرفته‌اند. افزون بر اين، بررسي نسخه‌ي خطي [صنعاء] اطلاع بسياري درباب شيوه‌ي انتقال متن [شفاهي يا کتبي] قرآن به دست مي‌دهد. شکل‌گيري آغازِين ــ دست کم ــ برخي از سنت‌هاي متني قرآني لزوما با نقل نيمه شفاهي همراه بوده است و به احتمال بسيار با تکيه بر حافظه‌ي کساني که آيات قرائت شده از جانب پيامبر را کتابت مي‌کردند. مقاله‌ي حاضر علاوه بر بيان استدلال بر اين مدعيات و نتايج، مي‌کوشدبا ملاحظه‌ي جوانب متعدد متن نسخه‌ي صنعاء را بنماياند. در انتهاي مقاله، متن تصحيح شده‌ي [زيرين] نسخه‌ي قرآني از دارالمخطوطات صنعاء همراه با چهار برگ فروخته شده در حراجي‌هاي خارج را مي‌آوريم. تحليل دقيق و روشمند تمام اختلاف قرائات موجود در متن کاري است که بايد در نوشته‌هاي بعدي صورت پذيرد.